شعرهای اشرف گیلانی

شک ندارم


من اسیر روابط جنسی
تو اسیر روابط جنسی
ما اسیر روبط جنسی
جنس ما چینی است، می شکند!

آنچه ما را پر از هوس کرده
ناگهان، بی اشاره، بی حرکت
شکل یک لشگر مگس کرده
ظرف شیرینی است، می شکند!

خانه خالی،اتـــــاق خالی تر
خانه خالی اتاق ها عریان
خانه خالی، اتاق ها با هم
شعرهای وقیح می خواندند!

سکس های گروهی خانه!
خانه های بزرگ و خالی تر
شعرهای عجیب و مضحک را
با سکوتی ملیح می خواندند!

دست من در کنیز من مانده!
دست تو در ته غلامت بود!
ما که ارباب حلقه ها بودیم
نعشه بودیم و خواب می دیدیم

ضرب دستت به جمع انگشتم
جمع انگشت من که در پشتت
زیرو روو را به زور می گردند!
ما که هرجا سراب می دیدیم!
.
.
.
خانه خالی، تو و دهان بندت
خانه خالی، من و دهان بندم
با زبان های سرخ در هر جا
سر سبزی اسیر زندان است

شک ندارم به طاقت تو رفیق!
شک نداری به طاقتم، اما
دردهامان چقدر سنگین اند!
دست ها ناگزیر زندان است...

اشرف گیلانی

   + مری ; ۸:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٢
comment نظرات ()