شعرهای اشرف گیلانی

 

 

 

 وطن ما کجاست؟ مرگ آباد    
یه در نیمه باز دفن شده 
آخرین روزنه برای... سقوط!
جسد بی جوازدفن شده


جسد روی دار آویزون
بدن بی دفاع جنگیده 
یه پرنده که وقت جون دادن
خالی از ارتفاع جنگیده

وطن ما کجاست؟ مرگ آباد!
آسمونای غرق دود شده
صورتای غریب زنگ زده
از فشار جنون کبود شده

 


استخوونای زخمی گمنام
دم به دم بی پلاک برگشته 
هر امیدی که ناامیدتره 
گفته از زیر خاک برگشته

 

 
وطن ما کجاست؟ مرگ آباد!
لذت لقمه های نادیده 
پاپتی کون برهنه بی تن پوش
وحشت از بغض های بلعیده 



مدح و وعظ و نصیحت و ... توبه!
لب از اعتراض دوختگی 
منبرای بریده ازجنگل
در هراس از شکست و سوختگی


ما شبیه یه شعله ی دوریم
که رسیده به هرچه بادا باد 
جسدای غریب گم شده ایم 
وطن ما کجاست؟ مرگ آباد؟!!!
.
.
ما یه مشت استخوون گمنامیم 
به سوالی که شد جواب بده
گور بابای وزن و قافیه ها
خسته ایم از هراس در به دری
وطن ما کجاست؟ جواب بده
وطن ما کجاست؟ جواب بده
وطن ما کجاست؟ جواب بده !

   + مری ; ٩:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٦/٩/۸
comment نظرات ()